fumigatoire
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت
صفت
که برای انجام بخور به کار میرود
مثالها
Appareil fumigatoire.
Mots liés
fumiger
fumiste
fumisterie
fumivore
fumivore
fumo
fumoir
fumure
fun
fun
funa
funambule
funambule
funambulesque
fundraiser
fundraising
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی