examinateur
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ɛɡ.za.mi.na.tœʁ\/
اسم
کسی که بررسی میکند، که با دقت مشاهده میکند
کسی که درجه دانش کسی را در آزمون قضاوت میکند
مثالها
Une prof de français passait le permis de conduire avec comme examinateur le père d'un élève qu'elle venait de faire redoubler.
—
یک معلم فرانسوی با پدر دانشآموزی که تازه مردود کرده بود، به عنوان ممتحن گواهینامه رانندگی شرکت کرد.
Mots liés
interrogateur
correcteur
examination
examinatrice
examinatrice
examiner
examole
examoles
exanewton
exanewtons
exanthémateux
exanthème
exaoctet
exaoctets
exaohm
exaohms
exapascal
exapascals
exarque
exaseconde
exasecondes
exasiemens
exasievert
exasieverts
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی