escarboucle

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\ɛs.kaʁ.bukl\/

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ escarboucler
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ escarboucler
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ escarboucler
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ escarboucler
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ escarboucler

اسم

  1. سنگ قیمتی، گارنت قرمز تیره با درخشش قوی
  2. هر سنگ قیمتی با درخشش زنده به‌ویژه سرخ
  3. شیء درخشان سرخ‌رنگ که سنگ قیمتی را تداعی می‌کند
  4. مجاز از عبارت «پرتو اسکاربوکل»

مثال‌ها