élysée
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · /\e.li.ze\/
صفت
مرتبط با اقامتگاه قهرمانان و مردان با فضیلت پس از مرگشان.
مثالها
Les champs élysées.
—
مزارع الیزه.
Mots liés
élyséen
élytre
elzévir
elzévirien
elzévirien
em
em
émacié
émacié
émaciée
émail
émaillage
émailler
émailleur
émailleuse
émaillure
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی