décalcomanie

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\de.kal.kɔ.ma.ni\/

اسم

  1. روش انتقال تصویر رنگی به کاغذ یا چینی
  2. تصویر قابل انتقال دائمی از سطح انعطاف‌پذیر به سخت

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ décalcomanier
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ décalcomanier
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ décalcomanier
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ décalcomanier
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ décalcomanier

مثال‌ها