cabrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɑ.bʁe\/

Conjugaison du verbe cabrer

فعل

  1. وادار کردن اسب به ایستادن روی پاهای عقب
  2. افزایش زاویه حمله هواپیما
  3. ایستادن اسب هراسان روی پاهای عقب
  4. ایستادن روی چرخ عقب
  5. بالا آمدن قسمت جلو
  6. برخورد کردن و برانگیختن مخالفت
  7. عصبانی شدن و شوریدن در برابر پیشنهاد یا انتقاد

مثال‌ها