cabochon

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ka.bɔ.ʃɔ̃\/

اسم

  1. سنگ قیمتی صیقل‌خورده بدون تراش
  2. سنگ قیمتی به شکل گنبدی
  3. میخ تزیینی برای مبلمان
  4. قطعه متحرک روی کلید ماشین تحریر
  5. کودن و بی‌تدبیر
  6. سر
  7. تصویر کوچک مثلثی در پایان فصل

مثال‌ها