brelander

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bʁə.lɑ̃.de\/

Conjugaison du verbe brelander

فعل

  1. مداوم ورق‌بازی کردن
  2. رفتن به قمارخانه‌ها

مثال‌ها