coordonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ.ɔʁ.dɔ.ne\/

Conjugaison du verbe coordonner

فعل

  1. هماهنگ کردن، سازماندهی کردن اعمال
  2. جور کردن، ست کردن (لباس یا اشیا)
  3. هم‌پایه کردن، ربط دادن کلمات در جمله (در دستور زبان)
  4. هماهنگ شدن، هم‌راستا عمل کردن

مثال‌ها