stopper

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\stɔ.pe\/

Conjugaison du verbe stopper

فعل

  1. ایستاندن، در مورد کشتی موتوری، قطار، ماشین.
  2. دریافت کردن (ضربه، پرتابه).
  3. ایستاندن.
  4. رفوگری کردنِ پارچه.

مثال‌ها