bumper

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\bœm.pe\/

Conjugaison du verbe bumper

فعل

  1. تصادف کردن
  2. افزودن طعم‌دهنده به مایع سیگار الکترونیکی

اسم

  1. بخشی از پین‌بال که توپ از آن برمی‌گردد
  2. سپر خودرو

مثال‌ها