dual

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\dɥal\/

صفت

  1. دو چندوجهی که با جابه‌جایی وجه و رأس به هم تبدیل می‌شوند
  2. خواص دوگانه با رابطه متقابل
  3. معادله یا عبارت دوگانه با معکوس کردن نمادها
  4. دوگانه با ویژگی متقابل
  5. جامعه دارای دو قشر درآمدی و بهره‌وری متفاوت
  6. گراف تعریف‌شده از مؤلفه‌های مکمل

اسم

  1. موجود دوگانه
  2. فرم دوم مسئله بهینه‌سازی
  3. نقض دقت حرکت مهره‌ها در مسئله شطرنج

مثال‌ها