layer
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\lɛ.je\/
Conjugaison du verbe layer
فعل
جاده یا راهی در جنگل مشخص کردن.
جدا کردن بخشی از جنگل برای فروش.
علامت زدن درختانی که باید در قطع جنگل حفظ شوند.
مثالها
Layer un bois, une forêt.
Mots liés
laie
layeur
layon
layetier
layette
lazaret
lazariste
lazarone
lazo
lazuli
lazulite
lazy
lazzi
le
le
lé
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی