redan

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁə.dɑ̃\/

اسم

  1. پله‌های اجباری در ساخت دیوار روی شیب
  2. خطوط و وجوه زاویه‌دار برای پشتیبانی متقابل
  3. در هواپیماهای دریاییِ بدنه‌دار، خطِ شکستِ بخشِ پایینیِ عقبِ بدنه که به دستگاه امکان می‌دهد آسان‌تر از آب برخیزد.
  4. ساختار جداکننده ناحیه گرم و سرد در راکتور
  5. سنگربندی، آخرین چاره

مثال‌ها