happe
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ap\/
اسم
نیمدایره آهنی در انتهای محور چرخ کالسکه
گیره اتصال دو قطعه چوب یا سنگ
دستگیره دیگ
ابزار لوتیر برای نگه داشتن قطعات در حال کار
انبر ذوبکار برای برداشتن بوته از آتش
میخ در شفت گاوآهن برای توقف زنجیر
داس
مثالها
Les pierres de ce pont sont liées avec des happes.
Mots liés
crampon
clameau
happelourde
happer
happes
hapticité
haptonomie
haptophobie
haquebute
haquenée
haquet
harangue
haranguer
harangueur
harangueur
haras
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی