surbaisser une orbite
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\syʁ.bɛ.se y.n‿ɔʁ.bit\/
فعل
کاهش قابل توجه ارتفاع مدار ماهواره مصنوعی.
Mots liés
surbrillance
surcharge
surchargé
surcharger
surchauffer
surclassait
surclassé
surclassent
surclasserais
surclasserait
surclasseras
surclassés
surcompensé
surcomposé
surconsomme
surcot
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی