péritélévision
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\pe.ʁi.te.le.vi.zjɔ̃\/
اسم
مجموعه تکنیکهای استفاده از گیرنده تلویزیون برای کاربردهایی غیر از تماشای مستقیم برنامه با دستگاههای مرتبط.
پریز پریتل.
Mots liés
péritoine
péritonite
périœcien
Périœcien
Périœcienne
Périœciennes
Périœciens
perle
perle
perle rare
perler
perles
perlier
perlier
perlière
perlimpinpin
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی