base dure
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\baz.dyʁ\/
اسم
باز لوئیس با مرکز دهنده الکترون کمقابلیت قطبش.
Mots liés
base lubrifiante de haute viscosité
base molle
base-ball
baseball
basée
basées
baselle
baser
bases
basés
bases de l’économie
basha
bashing
bashkir
basic
basics
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی