rémanence
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ʁe.ma.nɑ̃s\/
اسم
پایداری مغناطیس در فولاد پس از قرارگیری در میدان مغناطیسی.
زمان لازم برای تغییر رنگ یا وضعیت پیکسل نمایشگر.
ماندگاری حس بهویژه بینایی پس از قطع محرک.
Mots liés
remange
remangerait
remaniement
remanier
remaquilla
remaquillait
remaquillé
remaquillée
remarchait
remarche
remarchent
remarchera
remarcheras
remariage
remariages
remarier
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی