ababa
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\a.ba.ba\/
اسم
شخص احمق، بیشعور یا کمعقل
صفت
احمق، دیوانه، ابله، کمعقل
مثالها
Cette folie l’a laissé ababa, car entre Marie-Galante et la Dominique y a beaucoup d’eau.
—
این دیوانگی او را ابابا گذاشت، چون بین ماری-گالانت و دومینیکا آب زیادی وجود دارد.
Mots liés
ababouiné
abaca
abacas
abacate
abacost
abacosts
abactériémique
abacule
abacules
abacus
abada
abade
abadi
abadies
abadis
abaissable
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی