se prosterner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sə pʁɔs.tɛʁ.ne\/

Conjugaison du verbe se prosterner

فعل

  1. به خاک افتادن در حالت پرستش یا التماس
  2. سرِ تعظیم فرود آوردن و برتریِ کسی را پذیرفتن

مثال‌ها