se piquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sə pi.ke\/

Conjugaison du verbe se piquer

فعل

  1. سوراخ کردن جزئی پوست با چیزی نوک‌تیز
  2. تزریق مورفین یا مواد مشابه؛ معتاد شدن
  3. نوشیدن مشروب به مقدار کم و مداوم
  4. فاسد شدن، معمولاً با سوراخ یا لکه
  5. ترش شدن، سرکه شدن
  6. احساس توهین کردن، بد تعبیر کردن
  7. به چیزی افتخار کردن، غرور ورزیدن

مثال‌ها