se froisser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sə fʁwa.se\/

Conjugaison du verbe se froisser

فعل

  1. شکلِ انعکاسیِ فعلِ froisser؛ چروک شدن؛ و نیز رنجیدن و دل‌آزرده شدن.