se cramponner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sə kʁɑ̃.pɔ.ne\/

Conjugaison du verbe se cramponner

فعل

  1. محکم به چیزی چسبیدن تا جدا نشود
  2. با پایداری و تا حدی ناامیدانه به ایده‌ای چسبیدن
  3. به شکلی نامناسب به کسی چسبیدن

مثال‌ها