réformé

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · فعل · /\ʁe.fɔʁ.me\/

صفت

  1. از رده خارج‌شده، دیگر استفاده نمی‌شود.
  2. مرتبط با اصلاحات پروتستان، اصلاح‌شده (دینی).
  3. معاف‌شده (از خدمت سربازی).

اسم

  1. سرباز معاف‌شده از خدمت.
  2. روحانیون پیرو فرقه اصلاح‌شده.
  3. پیروان دین مسیحیت اصلاح‌شده (کالونیست‌ها).

فعل

  1. اسم مفعول مذکر مفرد فعل réformer.

مثال‌ها