slavistique
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\sla.vis.tik\/
اسم
شاخه زبانشناسی مربوط به زبانهای اسلاوی.
مثالها
Avoir un diplôme de slavistique.
Mots liés
slavon
slavon
slavophile
slavophile
slay
slay
slay
sleeping
sleeve
slice
slide
slider
slider
slikke
slim
sling
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی