centrale

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت

اسم

  1. مکان یا مرکزی که معمولاً در آنجا کارهای خاصی انجام می‌شود.
  2. زندان مرکزی.
  3. ایستگاه تولید برق (مرکز برق).
  4. تشکل مرکزی اتحادیه‌های کارگری.

صفت

  1. مؤنث مفرد central (مرکزی).

مثال‌ها