butté
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت
صفت
صورتِ دیگرِ نوشتاریِ صفتی همآوا که دربارهٔ سگ به کار میرفت.
آنچه پای بوتهاش خاک داده و پشته شده است.
Mots liés
butter
être en butte
bosse
hauteur
colline
mont
élévation
Motte
tertre
buttes
butteuse
buttoir
button
butyreux
butyrine
butyrique
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی