bachotaient
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\ba.ʃɔ.tɛ\/
فعل
سومشخصِ جمعِ ماضیِ استمراریِ فعلِ bachoter
Mots liés
bachotait
bachoteur
bacile
bacillaire
bacillaire
bacille
bacillophobie
backbone
Backe
backe
backgammon
backing
backpacking
bâclé
bâcle
bâcle
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی