CNS
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم
اسم
مجموعه تجهیزات ارتباط، ناوبری و نظارت هواپیماها با زمین یا یکدیگر
Mots liés
co
co
co-
co-organise
co-signons
coaccusé
coaccusé
coach
coacher
coacher
coaching
coacquéreur
coactif
coaction
coadjuteur
coadjutorerie
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی