scotcher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\skɔ.tʃe\/

Conjugaison du verbe scotcher

فعل

  1. با نوار چسب چسباندن.
  2. متوقف کردن، بی‌حرکت کردن.
  3. متوقف شدن، بی‌حرکت شدن.
  4. با جذابیت شدید میخکوب کردن، نگه داشتن.
  5. حیرت‌زده کردن، شگفت‌زده کردن، گیج کردن.

مثال‌ها