exoscopie
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ɛk.sɔs.kɔ.pi\/
اسم
روش بررسی تاریخ رسوبی دانههای ماسه با میکروسکوپ الکترونی
Mots liés
exosmose
exostose
exostose
exotera
exotérique
exotique
exotique
exotisme
expand
expanse
expanseur
expansible
expansif
expansion
expatriation
expatrier
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی