igbo
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\iɡ.bo\/
اسم
زبانِ رایج در نیجریه.
صفت
مرتبط با ایگبوها به عنوان قوم، فرهنگ یا زبانشان.
مثالها
Le premier texte rédigé en igbo (un sermon) date de 1860.
—
نخستین متنِ نوشتهشده به ایگبو (یک موعظه) به سالِ ۱۸۶۰ بازمیگردد.
La tradition igbo fait des jumeaux des êtres maudits.
Mots liés
Igel
IGH
igname
ignare
ignare
igné
ignifuge
ignifuge
ignifuger
ignition
ignoble
ignoblement
ignominie
ignominieusement
ignominieux
ignorance
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی