transposer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tʁɑ̃s.pɔ.ze\/

Conjugaison du verbe transposer

فعل

  1. جابه‌جا کردن یا تغییر دادن ترتیب چیزی
  2. تغییر دادن تن
  3. به کار بردن در حوزه‌ای متفاوت از حوزه اصلی
  4. تطبیق دادن
  5. گنجاندن دستورالعمل اروپایی در حقوق داخلی

مثال‌ها