کسی که رویاپردازی میکند؛ کسی که در خیالات خود غرق است (رویاپرداز، خیالپرداز)
که نشاندهنده یا بیانگر خیالپردازی است (خیالانگیز)
که باعث ایجاد یا القای خیالپردازی میشود (رویاگونه)
اسم
متفکر
مثالها
Bertuccio, qui le voyait rêveur, monta sans rien dire sur le siège auprès du cocher. — برتوچیو که او را خیالپرداز میدید، بیهیچ سخنی بر صندلی کنار کالسکهچی نشست.
Marandier alluma une cigarette et suivit d'un regard rêveur les volutes bleues qui serpentinaient vers le plafond. — ماراندییر سیگاری روشن کرد و با نگاهی خیالانگیز دودهای آبی را که به سمت سقف مارپیچ میشدند دنبال کرد.
Arrivé la veille au matin en Argentine (…), il a la mélancolie rêveuse que provoque parfois le jetlag et, durant les deux jours de vagabondage qu'il nous accordera, cette saudade ne le quittera pas. — او که صبح روز قبل به آرژانتین رسیده بود (…)، نوعی مالیخولیای خیالانگیز دارد که گاهی جتلگ ایجاد میکند و در طول دو روز سرگردانی که به ما ارزانی میدارد، این سوداد او را رها نمیکند.
J’irai vers le bouleau délicat qui palpite, l’arbre rêveur comme un rayon de lune, je lui dirai : Que ta feuille s’envole jusqu’à celui qui a tout mon amour, pour lui en dire la douceur. — به سوی توس ظریف که میلرزد خواهم رفت، درختی رویاگونه مانند پرتو ماه، به او خواهم گفت: بگذار برگت تا کسی که تمام عشق مرا دارد پرواز کند تا شیرینی آن را به او بگوید.
Le rêveur invente une éternité et un absolu constamment détruits par le logicien, qui peut à son tour être contaminé par la mélancolie ou l’amour. — رویاپرداز ابدیتی و مطلقی میآفریند که پیوسته توسط منطقدان نابود میشود، کسی که خود ممکن است به نوبه خود به مالیخولیا یا عشق آلوده شود.
La plupart des gens en prennent leur parti malgré les imperfections sociales dont ils souffrent, et traitent de rêveurs et d’utopistes ceux qui prévoient les changements et travaillent à en hâter la réalisation. — اکثر مردم با وجود نقصهای اجتماعی که از آن رنج میبرند با آن کنار میآیند و کسانی را که تغییرات را پیشبینی میکنند و برای تسریع تحقق آنها تلاش میکنند رویاپرداز و آرمانگرا میخوانند.