lanterner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\lɑ̃.tɛʁ.ne\/

Conjugaison du verbe lanterner

فعل

  1. در کارها بلاتکلیف بودن، وقت را به بیهودگی گذراندن.
  2. متقاضی را با وعده‌های سر خرمن معطل کردن، اجرای وعده‌ای مبهم را بی‌پایان به تعویق انداختن.

مثال‌ها