intercalation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛ̃.tɛʁ.ka.la.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل درج میان چیزهای دیگر یا نتیجه آن
  2. افزودن یک روز به فوریه در سال کبیسه

مثال‌ها