dislocation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\dis.lɔ.ka.sjɔ̃\/

اسم

  1. جابه‌جایی بخشی از یک کل
  2. خارج شدن استخوان از مفصل
  3. حرکتِ آکروباتیک که هنرمندِ نرم‌اندام اجرا می‌کند.
  4. پراکنش نیروهای یک ارتش
  5. جابه‌جایی نحوی سازه‌ها در جمله

مثال‌ها