désenchanter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.zɑ̃.ʃɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe désenchanter

فعل

  1. از حالت افسون خارج کردن
  2. درمان کردن از شیفتگی یا علاقه شدید
  3. از بین بردن توهم نسبت به کسی
  4. محروم کردن از لذت‌ها و توهمات زندگی

مثال‌ها