décatir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.ka.tiʁ\/

Conjugaison du verbe décatir

فعل

  1. برداشتن جلا و آهار از پارچه پشمی
  2. جدا کردن رشته‌های کلاف چسبیده به هم
  3. شانه کردن موهای پوست برای کلاه‌سازی
  4. فرسودن یا آزمودن با گذشت زمان

مثال‌ها