berlingot

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\bɛʁ.lɛ̃.ɡo\/

اسم

  1. آب‌نبات قندی به شکل چهاروجهی
  2. بسته‌بندی مایعات به این شکل از پلاستیک یا مقوا
  3. بسته‌بندی مقوایی موم‌زده برای شیر و خامه به شکل استاندارد با حجم ۲۰۰ یا ۵۰۰ میلی‌لیتر
  4. آلت تناسلی مردانه
  5. گلوله اسلحه گرم
  6. پرده بکارت، بکارت

مثال‌ها