kuri
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم
اسم
گونهای از کوری
Mots liés
kurmanci
kurmandji
kurta
kuru
kurus
Kuss
kutsch
kwak̓wala
kwak̓wala
kwel
kyphophobie
kyrielle
kyste
kystique
L
L
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی