séquençage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\se.kɑ̃.saʒ\/

اسم

  1. تجزیه یک عمل، روش یا استدلال به توالی‌ها
  2. تعیین ترتیب خطی اجزای یک ماکرومولکول

مثال‌ها