s’entortiller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\s‿ɑ̃.tɔʁ.ti.je\/

Conjugaison du verbe s’entortiller

فعل

  1. شکلِ انعکاسیِ فعلِ entortiller؛ به دورِ چیزی پیچیدن؛ و در سخن، پیچیده و مبهم حرف زدن.

مثال‌ها