adversités
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ad.vɛʁ.si.te\/
اسم
بدشانسی یا حادثه ناگوار.
مثالها
Les adversités que Dieu nous envoie.
—
بدشانسیهایی که خدا برای ما میفرستد.
Il a soutenu de grandes adversités.
—
او بدشانسیهای بزرگی را تحمل کرده است.
Il a eu de grandes adversités à essuyer.
—
او بدشانسیهای بزرگی برای تحمل داشته است.
Mots liés
advocaat
adyghé
adynamie
adynamie
adynamique
ael
aérage
aérateur
aération
aéraulique
aéraulique
aéré
aérer
aérien
aérien
aérienne
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی