s’arrêter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\s‿a.ʁɛ.te\/

فعل

  1. از حرکت باز ایستادن
  2. توقف در مرحله‌ای از سفر
  3. درنگ کردن؛ مدتی ماندن در جایی
  4. به عمق موضوع نرفتن
  5. توجه خود را معطوف کردن به
  6. تصمیم گرفتن و انتخاب کردن

مثال‌ها